آقا محمد علي كرمانشاهي
334
مقامع الفضل
براي ميّت جديد حفر نمايند . وبعضي در جواز نبش در اين صورت تأمّل دارند « 1 » . وشهيد ثاني وشيخ بهائى تصريح نمودهاند به وجوب محو آثار قبور واقعه در قبرستان عام « 2 » . وبعضي از متأخّرين گفته است كه : زيارة قبر مستلزم ثواب است جزما ، پس محو آثار آن مناسب نيست « 3 » . دويم آنكه : چيز قيمتي در آن افتاده باشد ، پس جايز است نبش از براي گرفتن آن تا مال ضايع نشود . ودر « تذكره » بر اين استدلال نموده است كه : مغيرة بن شعبه انگشتر خود را در قبر حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم انداخت تا به آن وسيله موضعي از قبر را شكافتند كه داخل شد وانگشتر را بيرون آورد . وهرگاه أهل ميّت عوض آن را بدهند اشكال به هم مىرسد « 4 » .
--> ( 1 ) حدائق الناضرة : 4 / 143 . ( 2 ) مسالك الأفهام : 1 / 103 ، جامع عباسى : 25 . ( 3 ) در مظانّش نيافتيم . ( 4 ) تذكرة الفقهاء : 2 / 103 . لازم به يادآورى است كه : أولا : مرحوم علّامه در جواز نبش قبر در اين صورت ؛ به اين داستان استدلال نكرده است . ثانيا : در حدائق الناضرة : 4 / 144 وجواهر الكلام : 4 / 356 آمده است كه : « لا ريب إنّ هذه الرواية عامية » واز طريق شيعه وارد نشده است . وأهل تسنّن هم اين روايت را تضعيف كردهاند واين روايت را قابل استدلال نمىدانند ( المجموع : 5 / 300 ) . ثالثا : از « مستدرك حاكم : 3 / 507 حديث 5891 » استفاده مىشود كه هنوز روى قبر پوشانده نشده بود وحضرت علي عليه السّلام خودش انگشتر را گرفته به مغيره داده است وبه مغيره اجازهء ورود به قبر را نداده است . رابعا : صاحب حدائق الناضرة وجواهر الكلام وديگران تصريح نمودهاند كه مغيره هنگام دفن